حرفهای من |
|
دو ماهی
ما دو تا ماهي بوديم توي درياي كبود خالي از اشكاي شوم از غم بود و نبود پولكامون رنگوارنگ روزامون خوب و قشنگ آسمونمون يكي خونمون يه قلوه سنگ ... خندمون موجا رو تا ابرا مي برد وقتي دلگير بودم اون غصه مي خورد توراي ماهيگيرا وا نمي شد عاشقي تو دريا تنها نمي شد خوابمون مثل صدف پر مرواريد نور پر شد اين قصه ي ما توي درياهاي دور ... هميشه توك مي زديم به حباباي درشت تا كه مرغ ماهيخوار اومد و جفتمو كشت دلش آتيش بگبره دل اون خونه خراب ديگه نوبت منه سايش افتاده رو آب ... بعد ما نوبت جفتاي ديگس روز مرگ زشت دلهاي ديگس اي خدا كاري نكن يادش بره كه يه ماهي اين پايين منتظره نمي خوام تنها باشم ماهي دريا باشم دوس دارم كه بعد از اين توي قصه ها باشم ... دو ماهي ( ف - آتشین ) Do Maahi (without Vocal) Played by MortEzA نوشته شده توسط مرتضی تاريخ شنبه هفدهم شهریور 1386 و ساعت 22 |+|
|